گناوه آنلاین؛

زبان و تاریخ در آیینه‌ی سام: داستان یک زندگی فرهنگی   گناوه‌آنلاین: در ساحت واژه‌ها، آنجا که غزل می‌روید و تاریخ نجوا می‌کند، نامی چون نقش بر سنگ جاودانه شده است: اسماعیل زمانی، که امروز او را با نام سام می‌شناسند، سرافراز از تبار شعر و فرهیختگی. او دبیر کهنه‌کار ادبیات فارسی‌ست؛ نه دبیر صرف، […]

زبان و تاریخ در آیینه‌ی سام: داستان یک زندگی فرهنگی

 

گناوه‌آنلاین: در ساحت واژه‌ها، آنجا که غزل می‌روید و تاریخ نجوا می‌کند، نامی چون نقش بر سنگ جاودانه شده است: اسماعیل زمانی، که امروز او را با نام سام می‌شناسند، سرافراز از تبار شعر و فرهیختگی.

او دبیر کهنه‌کار ادبیات فارسی‌ست؛ نه دبیر صرف، که پیام‌آور واژه‌هایی‌ست که در کلاس‌های فروتنانه‌ی مدارس بندر، جان می‌گرفتند. سی‌و‌پنج سال چراغ واژه‌ها را روشن نگه داشت. واژه برای او فقط ابزار آموزش نبود، بلکه شیوه‌ی زندگی‌اش بود. در جان نوجوانان گناوه تخم اندیشه کاشت، با حافظ در گوش‌شان نجوا کرد، از سعدی برای‌شان راه نشان داد، و با فردوسی آن‌ها را با قهرمانان کهن این خاک پیوند زد.

عشق او به ادبیات، مرز مدرسه را درنوردید. مقالاتی پُرمایه و ادیبانه در هفته‌نامه‌ها و مجلات فرهنگی استان بوشهر نگاشت؛ نوشته‌هایی که نه‌فقط آموزش، که روشنی بودند برای چشم‌های مشتاقِ دانستن. بسیاری از سایت‌های فرهنگی نیز مزین به کلمات او شدند.

در کوچه‌پس‌کوچه‌های خیال، شاعر نیز هست. سروده‌هایش از جنس دل و دغدغه‌ی فرهنگ است؛ واژه‌ها را نه‌فقط می‌آموزد، که می‌سراید. صدایش، رسا و صلابت‌آلود، آن‌گاه که شعری از خود یا حافظ بر زبان می‌آورد، شنونده را مسحور می‌کند. زبانش چنان روان و نمکین است که محفل را زنده می‌سازد؛ شیرین‌سخن و بذله‌گو، اما در عمق جمله‌هایش، تاریخ و فرهنگ نهفته است.

به ایران و فرهنگ ارجمندش دلبستگی فراوان دارد و بویژه با ایران باستان پیوندی عاشقانه دارد؛ کوروش و داریوش و خشایار را نه‌فقط از دل تاریخ، که از عمق جان می‌ستاید. برای نوروز، مهرگان و شب چله حرمت خاصی قائل است و در برپایی باشکوه‌شان همیشه پیشگام بوده است. ده سال پیاپی، در کنار یلدانشینان ــ از الیاس احمدحسینی و حسن دشتی گرفته تا اکبر مولایی، مسعود احمدزاده و اصغر شمسی‌پور ــ شب یلدا را به شب قصه و روشنایی فرهنگ‌پروری بدل ساخت.

در انجمن شاهنامه‌خوانی گناوه، هر چهارشنبه با گروهی از شیفتگان ادب، به حماسه‌خوانی می‌پردازد. نامش را نیز، از عشق به سام و فردوسی، از «اسماعیل» به «سام» گردانیده‌است؛ گویی بخواهد رسم شرافت و بزرگی را در واژه‌ی خویش هم زنده کند.

دوستی‌اش با ایرج شمسی‌زاده، استاد اشعار محلی، نمونه‌ای‌ست از پیوند دل‌ها در مسیر فرهنگ. با او می‌نشست، از ریشه‌ی واژه‌ها می‌پرسید، از شعر و زبان و فرهنگ و سروده‌های بومی می‌گفت و واژه‌های فراموش‌شده را چون گنجینه‌ای پاس می‌داشت.

در بندر گناوه و استان بوشهر، نام «سام» با احترام و افتخار برده می‌شود؛ نه‌فقط به‌عنوان چهره‌ای علمی، که چون نگهبان خاموشِ شعله‌ی ادب و فرهنگ. مردی از تبار واژه و فرزانگی، که عمر خویش را وقف روشنی ذهن‌ها و زنده نگاه داشتن آتش فرهنگ کرد؛ و هنوز صدای او، در هر واژه‌ی عاشقانه‌ی فارسی جاری‌ست.

  • نویسنده : الیاس احمدحسینی
  • منبع خبر : گناوه‌آنلاین